حسين مروج

447

اصطلاحات فقهى ( فارسى )

المنفعة المؤبّدة - منفعت هميشگى ، مانند سكونت خانه به‌طور ابدى . موارد استعمال : « المنفعة المؤبّدة » را مىتوان با وصيت به شخصى انتقال داد . شرح لمعه ، كتاب وصيت المنفق - كسى كه مال خود را در راه خدا مىبخشد . در عرف فقيهان ، كسى را گويند كه خرج ديگرى را پرداخت مىكند . موارد استعمال : نفقهء پدر و مادر واجب است به شرطى كه مال منفق به خرج خود و عيالش كفايت كند . شرح لمعه ، كتاب نكاح المنفق عليه - كسى كه نفقهء او را ديگرى بايد پرداخت نمايد . موارد استعمال : به قدر كفايت براى منفق عليه نفقه بايد داد . شرح لمعه ، كتاب نكاح المنفىّ به - ولد « منفىّ به » به بچه‌اى گفته مىشود كه پدر و يا مادر او را با لعان از خود نفى نمايند . موارد استعمال : ارث بين پدر و منفى به برقرار نمىشود . شرح لمعه ، كتاب ارث المنقار - مانند دهان در انسان است . مجمع البحرين موارد استعمال : آبى كه خروس از آن خورده ، مىشود با آن وضو گرفت مگر اين كه در منقار نجاستى ديده شود . من لا يحضره الفقيه ، ج 10 المنقطع - شخص بىمانند . در عرف فقيهان ، مقصود از آن عقد منقطع ( متعه ) مىباشد . موارد استعمال : در شرعيت نكاح عقد منقطع از نظر فقهاى شيعه خلافى وجود ندارد . شرح لمعه ، كتاب نكاح المنقول - چيزى كه از جايش حركت داده شود . در عرف فقيهان ، مالى را گويند كه عادتا از مكانى به مكان ديگر تحويل مىدهند . موارد استعمال : قبض در مال منقول ، نقل و تحويل آن است . شرح لمعه ، كتاب متاجر المنكب - محلى است كه سر بازو و شانه به همديگر متصل مىشود . مجمع البحرين موارد استعمال : بنابر قولى در قطع دست از منكب فقط ديهء قطع دست واجب است . شرح لمعه ، كتاب ديات المنكر - زشت ، نامشروع . در عرف فقيهان ، عملى است كه انجام آن معصيت و نافرمانى خداوند محسوب مىشود . موارد استعمال : نهى از منكر از نظر عقل و شرع واجب است . شرح لمعه ، كتاب جهاد المواجة - كسى كه روبرو باشد . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : اگر شما به نيت قذف و يا توجه به معناى لفظ به شخصى قذف نماييد حدّ قذف به شما جارى مىشود و لو اين‌كه مواجه معناى لفظ را نفهمد . شرح لمعه ، كتاب حدود الموادعة - همديگر را ترك كردن . معجم لغة الفقهاء در عرف فقيهان ، به معناى مصالحه و ترك